معشوق خیالی

همیشه سایه بودی روی دیوار

یه معشوق خیالی پشت پرده

یکی پشت سرم تو آینه بودی

یه رویا که منو دیوونه کرده


همیشه دور بودی از یه حسی

که تو دنیای من پررنگ می شد

منم یه ساعت کوکم که عمری

برات هر نیمه شب دلتنگ می شد


تو اصلا اونکه می دیدم نبودی

من اصلا اونکه بودی رو ندیدم

تو هرچی که دلت می خواست گفتی

من هرچی که دلم خواستو شنیدم


من اون رویای خوب و دوست دارم

تو هر قدری دلت می خواد بد شو

تو هر کی که دلت می خواد باش و

ازین آرامش کوتاه رد شو 


همیشه سایه بودی روی دیوار

یه معشوق خیالی پشت پرده

یکی پشت سرم تو آینه بودی

یه رویا که منو دیوونه کرده . . .

زیادی خوبی !

تو می دونی چه جوری خوب باشی

برای دیدن من چی بپوشی

تو می دونی حسودیم می شه حتی

به هر چی آینه که تو رو به روشی


حواسم رو یه جوری پرت کردی

فقط اسم تو رو یادم نمی ره

بهت انقدر گاهی خیره می شم

یکی باید نگامو پس بگیره


تو می دونی چه جوری میشه پل زد

با دستایی که حتی دورن از هم

تو می دونی کِیا باید بخندی

تو می فهمی چه حسی داره آدم


خودت دیوونه بازیامو دیدی

دلم می خواد ازین دیوونه تر شم

زیادی خوبی و می ترسم آخر

برای هر دوتامون دردسر شم 


تو می دونی چه جوری خوب باشی . . .